السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
23
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
4 . وبعضي نيز همانند : صفّاريان ، سامانيان ، آل بويه وآل زيار با حركتهاى نظامى استقلالطلبانه سعى در متزلزل ساختن حكومت نوبنياد اسلامى داشتند . در أواسط قرن چهارم هجرى گر چه ايرانيان بار ديگر بتدريج سرنوشت جامعهء خويش را به دست گرفتند واز سيطره حكّام عرب رها شدند ، امّا اين پيروزى وكاميابى دوامى نداشت . ديرى نپائيد كه اين بار از ناحيهء شمال شرقي مورد هجوم بيگانگان قرار گرفتند ؛ وتا عهد صفوى اين سلاطين غزنوى ، سلجوقى ، خوارزمشاهى ، مغولى وتيمورى بودند كه نزديك به سه قرن بر گردهء ايرانيان سوار شده وبا قتل وكشتار ، ارعاب واسارت ، غارتگرى و . . . فرهنگ وتمدّن إيراني را به ويراني كشاندند . ظهور سلسلهء صفويه كه با سلطنت شاه إسماعيل اوّل به سال 907 ه ق آغاز شد وبا شكست آخرين پادشاه صفوى - شاه سلطان حسين - از افغانيان در سال 1135 ه ق پايان يافت ، يكى ديگر از نقاط عطف تاريخ إيران زمين است . ادوارد براون در اين رابطه چنين مىنويسد : « ظهور سلسلهء صفويه در إيران نه تنها براي اين كشور وهمسايگان أو ، بلكه براي اروپا نيز واقعهء تاريخي مهمّى به شمار مىرود . ظهور صفويه علاوة بر آنكه موجب استقرار مليّت إيران وبرقرارى شاهنشاهى اين كشور گشت ، سبب شد كه اين مملكت در مجمع ملل وارد شد ومنشأ روابط سياسي گردد كه هنوز هم تا درجهء مهمّى پايدار است . غلبهء عرب در أواسط قرن هفتم ميلادي ، سلطنت ساسانيان را برانداخت وتا نيمهء قرن هفتم هجرى كه خلافت عربى به دست لشكر مغول نابود شد ، اين كشور را ولايتي از ولايات خليفه ساخت . درست است كه پيش وپس از اين واقعه سلسلههاى مستقلّ يا نيمه مستقلّ در إيران پادشاهى داشتهاند ولى آنها نيز أكثر از نژاد ترك يا تاتار بودهاند ، چون غزنويان وسلجوقيان وخوارزمشاهيان وخاندان چنگيز وتيمور ، واگر سلسلهء إيراني الأصلي مانند آل بويه وجود داشته است فقط بر قسمتى از كشور قديم إيران فرمانروايى داشتهاند .